حتی اگر من رو باور نداری کاش باور داشتی که زندگی ارزش دروغ گفتن رو نداره…
- ببخشید آقاهه، شما که از این لباسا دارین اسمتون چی میشه؟
- «طلبه» فرزندم
- یعنی عربیتون عالیه؟ چه خوب! من فردا امتحان دارم. جمع مکسر «طلبه» چی میشه؟
- «طُلاب» عزیزم
- اون وقت جمع مکسر «کسبه» چی میشه؟
- ممم…
لا اله الا الله،
بر شیطون لعنت!
ببین عزیزم همیشه که اینجوری نیست، مثلا جمع مکسر «قصبه» میشه «قَصَبات». «قُصّاب» نمیشه که
- آها یاد گرفتم خیلی ممنون،
شما که خیلی واردین رو منبر وعظ و روضه هم میگین؟
- بله عزیزم
- اون وقت جمع مکسر «واعظ» یا «کافر» چی میشه؟
- هرکوفتی بشه هیچ ربطی به «کاسب» نداره پدر سگ!
پ.ن: احتمالا طلبه مورد نظر نمیدانسته کسبه خودش جمع کاسب است.
کارناوال سوسولا؟
خودزنی اُسکلا؟
اینه رسالت عاشورا؟
شور حسینی ، قیمه سیب زمینی
زنجیر خونی ، درحال چش چرونی؟
علی ِ اصغرم کو، علی ِ اکبرم کو
اونجا رو نیگا! یک جفت پاچهی بیمو؟
همه سال خون مردم خوری،
مالید با دو شب سینه دری؟
این دخترهائی که رفتارهای غیرکلیشهای اطرافیانشون رو چنان ژانر مینویسند که آدم از این همه دقت و حسادت بهت زده میشه.