[بروجردی ورژن غافل و دیرتواب و مدافع نواب]
متاسفانه برخی با جوسازیهای تصنعی حرکاتی کردند که رابطه ایشان با مرحوم آیتالله بروجردی زمان[!]، کمی تیره بود. ایشان درست به ماهیت و نیات پاک و اصولگرایانه مرحوم نواب پی نبرده بودند و از این رو احتیاط میکردند و روی خوش چندانی به این جریان نشان نمیدادند و این مسئل کم کم به عواقب نامطلوب منتهی میشود. اگر چه آنگونه که میگویند در این اواخر[؟!]، مرحوم آیتالله بروجردی تا حدی به واقعیت حرکت این جمع پی برده بودند و کمی هم به دفاع برخاسته بودند که نواب گرفتار نشود اما دیگر کار از کار گذشته بود و جبار زمان شاه دیکتاتور در مقام قتل ایشان برآمده و آن ماجرای تلخ واقع شد.
[سیطره معنوی نواب]
برو به آن مرد بگو: برادر شما سیده [؟!] مجتبی نواب صفوی سلام میرساند ومیگوید لطف کنید پول این آقا را بدهید. پیام مرحوم نواب ابلاغ شد ولی آن فرد سرباز زد. مرحوم نواب تا این را فهمید پیغام تندی داد و فرمود: برو بگو سید مجتبی نواب صفوی میگوید پول این مرد را بده و گرنه میآیم و با میخ گوشت را به تخته در میکوبم. وقتی نانوا پیغام را شنید فورا پول را تسلیم کرد.
…مجاورین سلول ایشان که کمونیست بودند گفتند: نواب رفت و عظمت خود را بر ما تحمیل کرد.
…در مدت کوتاهی که این مرد فعالیت داشت سیطرهاش بر تمام ایران سایه افکند و تمام مهرههای استعمار و خود فروختگان داخلی از او بیم داشتند. افرادی که ضد دین بودند مانند کسروی، با صدای بلند الله اکبر او کشته می شدند.
به یاد دارم در همان سالها مجله خواندنیها چهار صفحه مطالب غیراخلاقی چاپ کرده بود. بعضی از شمارههایش پخش شده بود و مابقی در آستانه توزیع به شهرستانها بود. یکی از افراد هوادار مرحوم نواب وارد میشود تا او وارد می شود انها دست و پای خود را جمع میکنند و فورا خودشان دستور میدهند که آن ۴ صفحه قیچی شود.
در برخی موارد در آبادان فعالیتهای آنها را میدیدم. گاهی میشد که یک کاسب هوادار مرحوم نواب کنترل بازار را از نظر شیوع فساد و رباخواری به دست میگرفت یا مثلا وقتی یکی از هواداران به بعضی از مراکز مانند قهوه خانهها میرفت و مشاهده مینمود که بساط قمار پهن است به مجرد حضور او بساط جمع میشود اینقدر سیطره معنوی داشتند.
[ترورهای نواب و نظریه ولایت فقیه!]
در مبارزات مسلحانه اش تا از فقیهی اجازه نمیگرفت دست به عملی نمیزد میگفت: این امور منوط به ولایت فقیه است. بدون ولایت فقیه نمیتوان کار کرد. عالیترین چیزی که در این مقام میتوانم به عنوان ویژگی او برشمارم این است که هوی و هوس در وی نبود و خویشتن را در اختیار فقیه و به عبارت روشنتر در اختیار دین قرار داده بود. تاکید میکنم که بدون مراجعه به فقیه دست به کار اقدامات حاد مثل ترور نمیشد چون خود را در راه اسلام میدانست و اعتقاد داشت که در این زمینهها باید نظارت فقیه محکم میباشد.
آیتالله ابوالقاسم خزعلی در خاطراتش پیرامون فدائیان اسلام
No Comments